پنجم تیر ماه سال هزار و چهارصد و یک، خبر انتصاب عبدالله سلطانی ثانی به عنوان مدیر عامل بیمه سینا منتشر شد. اما بد نیست که در ابتدا کمی با او و سوابقش آشنا شویم.
پنجم تیر ماه سال هزار و چهارصد و یک، خبر انتصاب عبدالله سلطانی ثانی به عنوان مدیر عامل بیمه سینا منتشر شد. اما بد نیست که در ابتدا کمی با او و سوابقش آشنا شویم. سلطانی متولد سال 1361 و دانشجوی ورودی ۷۹ رشته صنایع پلی تکنیک دانشگاه امیر کبیر است، البته نه یک دانشجوی ساده بلکه فعال و شاید خیلی فعال! تا آنجا که حتی پس از فارغ التحصیلی هم در فعالیت های دانشجویی دانشگاه امیر کبیر شرکت می کرد ، سلطانی در سال 1387 در 26 سالگی با حکم مهرداد بذرپاش که یکسال قبل آن و در 27 سالگی به عنوان مدیر عامل سایپا منصوب شده بود ، به عنوان عضو هیئت مدیره به گروه خودرو سازی سایپا وارد شد. ورودی که با انتقادات بسیاری مواجه شد تا آنجا که سلطانی اقدام به ارسال جوابیه برای یکی از رسانه ها نموده و طی آن منتقدان را افرادی با ذهنیت بسته، واپس گرایانه و انحصارطلب می خواند که ورود جوانان نخبه، تحصیلکرده، متدین و خلاق بر خلاف مصالح آن هاست. در ادامه او پس از کسب تجارب و مسئولیت های مختلفی که بواسطه خلاقیت و نخبگی به آن ها دست می یابد، به عنوان مدیر عامل کارگزاری بیمه سایپا معرفی می شود و بعدتر با عملکردی درخشان و بدهی چند هزار میلیاردی آن را تحویل نفر بعدی می دهد، تا خودش به بیمه سینا رفته و اینبار این مجموعه را گلستان کند. اما کارها انگونه که باید پیش نرفت و با ورود یک جوان نخبه و خلاق دیگر به نام بهمن بخشی به عنوان مدیر روابط عمومی بیمه سینا، حتی بر حواشی نیز دامن زده شد. از ماجرای فروش ساختمان های این شرکت بدون کارشناسی تا ماجرای فرار مالیاتی در بیمه های عمر، اما جالبتر از همه، مصاحبه هفت صفحه ای سلطانی با مجله بیمه داری نوین است، با عنوان گام های تغییر! مصاحبه ای که در کل سه شاخصه اصلی دارد! اول اینکه مسئولیت تمام عملکردهای منفی متوجه مدیرانی است که پیش از سلطانی حضور داشتند، دوم اینکه او و مدیرانش عملکرد درخشانی داشتند و سوم اینکه آینده بیمه سینا بسیار روشن خواهد بود! سلطانی تلویحاً مدیران سابق را به دستکاری ذخایر و سوداگری در ارائه صورت های مالی متهم نموده و در بخشی دیگر نیز عملکرد ضعیف خود را به گردن یک شرکت بیمه دیگر انداخته است.
عبدالله سلطانی حتی در رابطه با موضوع ارزش سهام شرکت نیز، موفقیت مدیران سابق و شکست خودش را صرفاً به وضعیت کلی بازار بورس گره زده است. او در اظهاراتی متناقض از یک سو صحبت از جمع آوری برخی شعب این شرکت به میان می آورد و از سوی دیگر اعلام می کند که تمرکزش بر پرتفوهای خرد است که توسط شبکه فروش محقق خواهد شد! همچنین در حالی صحبت از اصلاح نرخ و شفافیت می کند که طبق اعلام حسابرس قانونی این شرکت، نحوه تعیین نرخ خدمات بیمهگری، دلایل انعقاد قراردادهای زیانبار بدون درنظر گرفتن سوابق و نسبت خسارتهای گذشته و نحوه انتخاب ارزیابان خسارت، به صورت دقیق مشخص نیست! از نکات جالب دیگر آنجاست که سلطانی اعلام می کند که با هدف مولد سازی اقدام به فروش املاک بیمه سینا نموده و بسیاری از معوقات را پرداخت کرده است ولی نمی گوید که خرید این املاک به او ارتباطی نداشته و تنها به او به ارث رسیده! اما مهمترین نکته این مصاحبه آنجاست که تقریباً تمام جملات آقای مدیر عامل با واژه هایی از جمله امیدواریم، فکر می کنم، انشالله، پیش بینی می کنیم و از این نوع عبارات آغاز می شود، عباراتی که بیشتر در جملات پیشگوهایی چون نوستراداموس تا این میزان تکرار می شود، نه یک مدیر اجرایی! او در پایان تیر خلاص را به پیکر صنعت بیمه زده و در شرایطی که سوابق بیمه ای او صرفا محدود می شود به کارگزاری سایپا، صنعت بیمه را تخصصی خوانده و اعلام داشته باید از ورود افراد غیر متخصص به این صنعت جلوگیری شود! سلطانی رسماً عملکرد مدیران عامل و حسابرس های سایر شرکت های بیمه را زیر سوال برده و خود و شرکتش را شفاف ترین شرکت بیمه معرفی نموده! فارغ از اینکه امروز چه افرادی با چه سوابقی امروز مدیزیت های این شرکت را عهده دار هستند، به نظر می رسد نهاد ناظر باید کمی جدی تر در رابطه با چنین اظهاراتی واکنش نشان دهد، پیش از آنکه رسانه های تخصصی صنعت بیمه، عملکرد مدیر عامل نخبه بیمه سینا را زیر ذره بین ببرند.
اولین نفری باشید که برای "نوستراداموس بیمه" نظر ثبت میکند.
ارسال دیدگاه