وقتی از خیابان فرعی وارد بزرگراه رسالت میشود با دیدن موتورسوارانی که مسیر بیآرتی را برعکس میآیند متوجه میشود باز هم پلیس برای موتورسواران تور پهن کرده است. این واژه بین موتورسواران مشهور است و هر وقت پلیس برنامه توقیف موتورسواران متخلف را اجرا میکند راکبان موتور با علامت دست به بقیه اطلاع میدهند کمی جلوتر پلیس تور پهن کرده است.
ناصر مثل همیشه سعی میکند از بین ماشینها مسیری برای خودش پیدا کند تا دست پلیس به او نرسد. میداند این بار اگر موتور را به پارکینگ منتقل کنند بیرون آوردن آن سخت و دشوار است. کلاه کاسکت را روی سرش محکم و با دست عرق پیشانیاش را پاک میکند. نزدیک بزرگراه شهید صیاد شیرازی چند مأمور راهنمایی و رانندگی در ترافیک با چشم موتورسوارانی را که سعی میکنند از بین ماشینها وارد خط ویژه شوند شناسایی و با دست مانع از حرکتشان میشوند. با اشاره افسر راهنمایی و رانندگی ناصر توقف میشود و بعد از نشان دادن مدارک موتور به گوشه خیابان جایی که ماشین حمل موتورسیکلت ایستاده هدایت و ماجرا از همینجا آغاز میشود. وقتی خبری از گواهینامه و بیمه شخص ثالث نباشد موتور به ماشین کفی هدایت میشود تا به پارکینگ منتقل شود، این شروع ماراتن موتورسوارانی است که نه گواهینامه دارند و نه بیمه ثالث.
چطور هم قسط بدهم و هم جریمه!
ناصر بعد از جروبحث زیاد با افسر راهنمایی و رانندگی وقتی از پس گرفتن موتور ناامید میشود سیگاری روشن میکند و گوشهای میایستد. یک سالی میشود با این موتور کار میکند و به قول خودش نان زن و بچهاش را از همین موتور درمیآورد. «قبلاً در یک شرکت کار میکردم اما شرکت ورشکست شد و من و خیلی از کارمندان بیکار شدیم. جایی هم کار پیدا نکردم و با قرض و وام این موتور را خریدم. در این سالها هم هیچوقت دنبال گواهینامه نبودم . البته خیلی از موتورسوارانی که در خیابان میبینید گواهینامه ندارند. یک سالی میشود در پیک موتوری کار میکنم و از صبح زود تا پاسی از شب بسته و خریدهای مردم را جابجا میکنم. تا امروز هم موتورم توقیف نشده بود. راستش را بخواهید یکی دو بار هم برای بیمه ثالث اقدام کردم اما ازآنجاییکه باید علاوه بر جریمه دیرکرد مبلغ یک میلیون و صد هزار تومان میدادم منصرف شدم. این پول برای من خیلی زیاد است . ایکاش فقط پول بیمه ثالث بود. بههرحال موتور خراب میشود و تعمیر آن هم هزینه دارد در کنار آن هزینه خوردوخوراک و پوشاک و پول مدرسه. چیزی نمیماند که بخواهم بیمه ثالث برای موتور بگیرم. از طرفی دیگر وقتی گواهینامه نداشته باشی خیلی سخت بیمه میتوانی بگیری . اگر هم دچار حادثه شوی بیمه خسارت طرف مقابل را پرداخت میکند اما به خاطر نداشتن گواهینامه بخشی از این پول را از صاحب موتور میگیرد.»
صدای جروبحث مأمور راهنمایی و رانندگی با یکی از موتورسواران بالا میگیرد و همه نگاهها به سمت آنها برمیگردد. محسن زین موتور را محکم میگیرد و اجازه نمیدهد مأمور پلیس موتور را روی خودروی کفی ببرد. اما با دخالت دو مأمور دیگر بالاخره محسن موتور را رها میکند و برگه رسید موتور را تحویل میگیرد. اهل سقز است و چند سالی است برای کار به تهران آمده است. میگوید اگر موتور نداشته باشد هیچ کاری نمیتواند بکند. «سه سال قبل برای کار به تهران آمدم. اوایل در ساختمانسازی کار میکردم تا اینکه در یکی از رستوارن ها مشغول کار شدم و شبها هم همانجا میخوابیدم. تا همین چند ماه قبل آنجا کار میکردم اما مدت اجاره رستوران تمام شد و صاحب رستوران آنجا را تبدیل به فروشگاه کرد. من هم بیکار شدم. با همه پساندازی که داشتم این موتور را قسطی خریدم. در اسنپ فود مشغول کار شدم و هر روز سفارش غذا و یا مواد غذایی مردم را به دستشان میرسانم. این موتور همه زندگی من است و هرچقدر هم کار میکنم فقط پول خوردوخوراک و قسط آن درمیآمد. پولی برای بیمه نمیماند . هرسال هم به خاطر دیرکرد بیمه باید جریمه پرداخت کنیم. خدا را شکر تا امروز حادثهای که مجبور به پرداخت خسارت بشوم نداشتم اما خودم بارها با موتور زمین خوردم و زخمی شدم. خیلی از موتورسوارانی که سراغ بیمه ثالث نمیروند به دلیل شرایط اقتصادی است . موتورسیکلت را نمیتوان با ماشین مقایسه کرد. کسی که بتواند ماشین 300 یا 400 میلیون تومانی بخرد میتواند حق بیمه ثالث ماشین را پرداخت کند اما من که موتورم را با وام 30 میلیون تومان خریدم نمیتوانم حق بیمه پرداخت کنم. البته برخی از شرکتهای بیمه قسطی بیمه میکنند اما آنقدر قسط دارم که سراغ بیمه نمیروم.»
آمارها چه میگویند؟
رییس پلیس راهور ناجا چندی قبل با ارائه آماری اعلام کرد 7 میلیون موتورسوار فاقد گواهینامه هستند. همچنین فقط 17 درصد موتورسیکلتها بیمه ثالث دارند و این یعنی 83 درصد از موتورسواران بیمه ندارند و سالانه حدود 30 درصد تصادفات مربوط به موتورسیکلتها است. بر اساس آمار پلیس راهور بیشترین جانباختگان حوادث رانندگی در 9 ماه اخیر موتورسواران و عابران پیاده بودند. چندی قبل هم اعلام شد 11 میلیون خودرو و موتورسیکلت فاقد بیمه هستند و این یعنی خطر هرلحظه در کمین رانندگان و راکبان آنها است که اگر مرتکب تصادف منجر به جرح یا فوت شوند و امکان پرداخت دیه را نداشته باشند باید به زندان بروند. آماری دیگر از زبان ریس کل بیمه مرکزی میگوید از 11 میلیون موتورسیکلت در حال تردد در کشور 9 میلیون فاقد بیمهنامه هستند.
5 روز بیمه به چه دردی میخورد؟
محسن یکی از آن شمار موتورسواری است که بیمه ثالث دارد. میگوید در فرهنگ ما تا چیزی اجباری نباشد کسی آن را انجام نمیدهد. مثلاً برای ماشین چون پلیس سختگیری بیشتری میکند و امکان تصادف و یا حادثه با ماشین بیشتر از موتور است معمولاً خیلی از رانندهها ماشینشان را بیمه ثالث میکنند اما برای موتورسیکلت اینطور نیست. یعنی هنوز فرهنگسازی نشده است. مثلاً بستن کمربند که تا 20 سال قبل کمتر رانندهای حاضر میشد کمربند ایمنی ببندد اما با فرهنگسازی امروز همه کمربند میبندند. ماجرای بیمه ثالث هم به این شکل است. موتورسواران تصور میکنند چون مسیر خیابان همیشه برای آنها باز است و میتوانند از پیادهروها هم عبور کنند کمتر دچار حادثه میشوند. اما داستان که همهاش این نیست.
فصل تابستان آمار تصادفات موتورسیکلتها بیشتر از فصلهای دیگر است و دلیل آن هم استفاده نکردن از کلاه ایمنی است. در حوادث رانندگی فقط تصادف با ماشین و یا عابر پیاده نیست و در مواقع زیادی موتورسواران در خیابان زمین میخوردند و آسیب شدیدی میبینند. اگر بیمه ثالث داشته باشند میتوانند از بیمه برای درمان استفاده کنند و اگر خداینکرده فوت کنند دیه موتورسوار به خانوادهاش پرداخت میشود. متأسفانه بارها پیش آمده که موتورسوار بعد از حادثه تازه به فکر بیمه میافتد . به اعتقاد من باید روی این موضوع فرهنگسازی بیشتری انجام شود.
محسن از چالش دیگری نیز میگوید: «از طرف دیگر متأسفانه برخی از شرکتهای موتورسازی با ادعای اینکه موتور تولیدیشان بیمه ثالث دارد آن را میفروشند درحالیکه برخی از بیمهنامههای موتورسیکلتها فقط 5 روز اعتبار دارد و یا اعتبار بیمهنامههای آنها کوتاهمدت است و بعضی از موتورسوارها بعد از خرید موتور به این موضوع دقت نمیکنند و همین برای آنها دردسرساز میشود. باید مثل ماشین که بعد از تولید با بیمه یکساله ثالث به خریدار داده میشود موتورسیکلت هم بعد از تولید با بیمه یکساله فروخته شود. البته شنیدهام که تازگی خوشبختانه بیمه مرکزی به این موضوع ورود کرده و اگر مثل ماشین موتورهایی که تولید میشود با بیمه ثالث یکساله فروخته شود سهم زیادی از تعداد موتورسواران فاقد بیمه کم خواهد شد.»
خبر مشوقهای امیدبخش
محسن اخبار را خوب شنیده است. این که با تلاش صندوق تامین خسارت های بدنی و همکاری بیمه مرکزی و سازمانهای ذیربط بالاخره در مرداد ماه امسال بهمنظور بررسی اتخاذ تمهیدات لازم برای پیشگیری از ارائه بیمهنامه کمتر از یک سال برای وسایل نقلیه صفر کیلومتر کمیسیون تخصصی شورای عالی بیمه تشکیل شد تا در
در صورت موافقت شورایعالی بیمه ، صدور بیمهنامه کوتاه مدت برای وسایل نقلیه صفر کیلومتر متوقف شود و شرکتهای بیمه و خودروسازان، ملزم به صدور بیمهنامه یک ساله شخص ثالث برای وسایل نقلیه صفر کیلومتر و نو شوند. موضوعی که به گفته مهدی قمصریان ارائه طرحهای تشویقی مانند تخقیق 15 درصدی روی برای بیمه شخص ثالث موتورسیکلتهای صفر کیلومتر می تواند فرصتی برای استفاده از مزایای بیمه شخص ثالث در اختیار راکبان موتورسیکلت قرار دهد. گروهی که به گفته او یکی از قربانیان اصلی حوادث رانندگی محسوب میشوند.
تقدیرگرایی، عامل مهم نگاه کوتاه مدت جامعه ایرانی
بیمه یکی از مهم ترین ارکان زندگی در کشورهای توسعهیافته است اما در ایران بنا به دلایل مختلف از جمله کمبود درآمد؛ تورم بالا؛ ناآشنایی با خدمات بیمهای و ضعف محصولات و خدمات شرکتهای بیمه دولتی و خصوصی؛ اعتماد متزلزل به تعهدپذیری شرکتها و مواردی از این دست همچنان تمایل به خرید بیمه ولو اجباری با وجود آگاهی بر اهمیت آن در میان اقشار متوسط رو به پایین ضعیف است. آمارها از کاهش شدید قدرت خرید مردم – چیزی حدود 50 درصد کاهش – طی ده سال گذشته خبر میدهند. به این آمیزه تورم و بحران اقتصادی مردم که هر چارهاندیشی درازمدت را از بین میبرد موضوعی مانند تقدیرگرایی را نیز اضافه کنید. مهمترین مانعی که باعث شده جامعه ایران در فشارهای اقتصادی امروز با بیمه بیش از گذشته قهر کند. در این راستا آنچه لازم است – ورای همه مشوقها و محرکها- تقویت بنیانهای فرهنگی و آموزشی است، همان رویکردی که محسن با زبان ساده اش توضیح داد.
هر قدر جامعه ای توسعهیافتهتر باشد ارزشهای آن بر تقدیرگرایی ها چیره خواهند شد، تفکری که بتواند ارزش جامعه را به بیمه وصل کند تا افراد احساس کنند با بیمه شدن در امنیت بیشتری هستند تا سپردن دار و ندارشان به قضا و قدر. موضوعی که امروز در کنار تشکیل همه کمیسیونهای تخصصی و نهادهای بالادستی و هیاهوهای رسانهای آنها در رقابت با هم مغفول و جامانده است.
اولین نفری باشید که برای "فشار تورم و توسل به تقدیر؛ آفت امروز صنعت بیمه کشور" نظر ثبت میکند.
ارسال دیدگاه